محمود كتبى
196
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
دهليز 79 دينار كبكى 151 ديوانى كردن ( مصادرهء اموال كسى از جانب شاه ، دولت ) 34 راهزنى و سربدالى 132 رايات همايونى 134 زيلوجه 170 سربدال 169 سربدالى 132 سرهنگان 79 سلاحشورى 82 سقمونيا 33 سكه ( از نشانههاى سلطنت يكى هم آن بود كه به نام كسى سكه زنند ) 80 سنجق 108 سوار سربدال 101 سوغات 44 سوگند به طلاق 49 سوگند به مصحف 49 شمشير ( از چيزهائى كه به عنوان عنايت و تقدير به سرداران داده مىشد ) 32 شهربند ( تحت نظر ) 97 شعر ( به زبان شيرازى ) 151 شيئا للّه زدن ( گدايان آن روزگار ظاهرا مىگفتند شيئا للّه يعنى بده چيزى در راه خدا ) 151 طبل ( علامت سردارى ) 32 ، 38 ، 84 طبل بشارت زدن 74 طوى به معناى مهمانى ، ضيافت بزرگ 76 طويله ( به معناى اصطبل ) 35 علم ( نشانهء سردارى ) 32 ، 38 ، 84 عوام [ شيراز ] به معناى طبقات پائينتر ، عامه 75 غارتيدن 101 غراره 141 ، 148 غلبهء اوباش 51 غلبهء تمام 76 فدوى 134 فقيران اين ديار ( كرمان ) 59 فقيران كرمان 113 قائم مقامى ( جانشينى ) 34 قتل عام 123 قلب [ لشكر ] 78 قلمى شد ( به معناى نوشته شد ) 74 قوشون 135 قول ( به معناى قلب لشكر ، مركز فرماندهى ) 135 كاريز 84 كلاه ( علامت سلطنت و سردارى ) 37 كمر ( علامت سلطنت و سردارى ) 37 كمر مرصع 37 ، 74 ، 108 كوچه باغ 86 گرگ آشتى ( صلحى نه به راستى بلكه به تظاهر و مصلحت وقت ) 157 گل تودهها ( تودههاى عظيم گل به صورت منار كه سرها را در آن كار مىگذاشتند ) 168 گورك 32 مال ( به لرى به معناى مقر ، تختگاه ، پايگاه ) - مالمير محافظت راهها ( به عنوان شغل - راهدارى ) 35 ، 36 مرسوم 49 مرسوم اطلاقى 38 مفتنان 80 منار ( تودهء عظيم گل براى تعبيهء سرهاى مقتولين ) 168 منجنيق 100 موجه 152 ميسره 77 ميل ( از سرهاى مقتولان ) 143